مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

مقدمه و فهرست 39

طب اكبرى ( فارسى )

[ 482 ] فصل سوم : در طنين و دوىّ ؛ يعنى تشويش در شنوائى به سبب آوازهاى دروغين در گوش كه از درون بدن توهم مىشود . [ 483 ] نكته : بطلان ، نقصان و تشويش ، سه آفت كلى اعضاى حس . [ 484 ] اول : آواز دروغين حادث از زكاء حس شنوائى . [ 485 ] دوم : از ضعف قوت سامعه . [ 486 ] سوم : از اجتماع فضول غليظ در سر و افتراق باد غليظ از آنها در سامعه . [ 487 ] چهارم : از انصباب فضله از سر به سوى گوش . [ 488 ] پنجم : از شدت گرسنگى . [ 489 ] ششم : از جنبيدن اخلاط و بخارات در اثر سوء مزاج گرم . [ 490 ] هفتم : از مصرف داروى جنبانندهء بخارات به سوى دماغ . [ 491 ] هشتم : از جوشيدن صديد و زرداب قرحه‌ها يا حركت كرم‌ها در گوش . [ 492 ] امتلاى رگ‌هاى سر و تن . [ 493 ] تنبيه : طنين و دوىّ به مشاركت ساير اعضاء خصوصا معده يا به سبب مغز و گوش و فرق آنها . [ 494 ] فصل چهارم : در انفجار و برآمدن خون از گوش ؛ كه يا از بحران است و يا گزيدگى مار و يا شكافتن رگ گوش . [ 495 ] فصل پنجم : در شكستن گوش . [ 496 ] فصل ششم : در انقلاع الاذن ؛ يعنى برآمدن گوش از بيخ . [ 497 ] فصل هفتم : در اورام بيخ گوش . [ 498 ] فصل هشتم : در جراحت و شقاق گوش ( قلاع الاذن ) . [ 499 ] فصل نهم : در افتادن چيزى در گوش . [ 500 ] فصل دهم : در حكة الاذن ؛ يعنى خارش گوش ؛ كه از رطوبت بورقى است . [ 501 ] فصل يازدهم : در رنجيدن و تنفر گوش از آوازهاى قويه ؛ كه يا از ضعف همهء قواى نفسانى است و يا ضعف سامعه فقط . [ 502 ] باب چهارم : در امراض بينى . [ 503 ] تشريح بينى . [ 504 ] فصل اول : در خشم ؛ يعنى بطلان حس بويايى كه بر هفت قسم است . [ 505 ] اول : رويش غدهء زايد در مجراى بينى و روش جراحى آن . [ 506 ] دوم : ورم نرم حجيم ( كثير الارجل ) در مجراى بينى افتد . [ 507 ] سوم : خلط غليظ لزج كه از مغز بر مجراى بينى فرود آيد .